مسافر
-
تاریخ: 1402/5/27 ساعت: 14:49
برای کوچه سار شب، دلی دگر نمی تپدبرای غنچه های گل، نمی چرا نمی رسددلم گرفته از خودم، خودم که دم نمیزنمبه شهر مرده ی دلم، شفق چرا نمی زند؟غمی نشسته بر دلم به پهنه ی تمام شهربگو به من چرا کسی، سکوت را نمی درد؟نشسته در سکوت شب ، مسافر خزان زدهکسی به شهر مرده ها، قدم چرا نمی نهد Adblock test (Why?)
تو را دوست میدارم
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 17:54
ز دسـتم بر نمیخیزد که یک دم بیتو بنشینمبهجز رویت نمیخواهم که روی هیچکس بینمتو را من دوست میدارم خلافِ هر که در عالماگر طعنهست در عقلم اگر رخنهست در دینمسعدی Adblock test (Why?)
شعر با که گویم از گیتی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:02
با که گویم؟ گاه از گفتن خستهاز دیدن راندهگاه تشنه بودنگاه لبریز از نبودنگاه می رومبه تنها بودندر تنهایی درونگاه بیرون می ایماز اندرونمی پذیرمتنها بودنرا بیرونگاه از نا گفته هاهراسان می گریزمتا نگویم ا
گرگ درون
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:02
درون همه ما ها جنگی بین دو گرگ در جریان استیکی بد هست . بنام : خشم . حسادت . حرص و طمع . غیظ . دروغ . حقارت و نفسدیگری خوب هست . بنام : شادی . صلح . عشق . امید . تواضع و فروتنی . مهربانی . همدلی و حقیقتکدام گرگ برنده میشود ؟ گرگی که ما تغذیه اش کنیم
شعر مشت همسایه از نوراله وثوق
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:02
مشت همسایه,ای خـدا تـا كی و تـا چنـد جفا بر سرمااينهمـه جـور و جفـا نيست روا بر سـر ماوای از اين زلزلهی شوم و بلاخيز كه ريختمسجـد وصـومعـه و ديـر و سرا بر سرماچشم جادوی قدر خسته از اين بـاور پوچمـا در انـديشـه كـه آورد قضا بـر سـرمابـاور عقل كجانديش نيايـد كـه چـه كردمشـت پنهـانی همسايـهی مـا بـر سر...
شعر زیبایی از مسلم محبی
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:02
باید تو را همیشه به دقت نگاه کردیعنی نه سرسری، سر فرصت نگاه کردخاتون! بگو که حضرت خالق خودش تو راوقتی که آفرید چه مدت نگاه کردهر دو مخدرند که بیچاره می کنندباید به چشم هات به ندرت نگاه کردهر کس نظاره
شعر ناب از قاسم صرافان
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 20:02
میرسد از راهقد بلند است و پردهها کوتاهآه از آنشب که چشم من افتادپشت پرده به تکه ای از ماهبچهی هیأتم من و حساسبه دو چشم تو و به رنگ سیاهمویت از زیر روسری پیداست دخترِه ... ، لا اله الا الله!به «ولا
آنکه هستی باش
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 7:31
فیل از شیر پرسید چرا همیشه غرش میکنی؟شیر:باید همه بدانند من سلطانم.خرگوش این مکالمه راشنید.پس روزی بالای تپه رفت وخواست غرش کند.اما صدای نازکی مثل جیک جیک جوجه از حنجره اش بیرون آمد.روباه صدایش راشنید
نفوذ در قلب دیگران
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 7:31
زنى به شهر کوچکی رفته بود تا آنجا زندگی کند. کمی بعد، زن از سرویسدهی ضعیف داروخانهی شهر به همسایهی خود اعتراض کرد.او امیدوار بود همسایهاش به خاطر آشنایی با صاحب داروخانه، این انتقاد را به گوش او
زندگی رو عشقه!!!
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 7:31
زندگی فرصتی محدود برای رسیدن به آرزوهایمان را پیش رو می گذارد.تنها راه رسیدن به آنچه میخواهیم و خواستارش هستیم تمرین مهارت هایی است که ما را هر روز ، ثانیه به ثانیه به آنچه میخواهیم باشیم نزدیک تر می کند.
شعری از مهدی اخوان ثالث
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 7:31
( دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها )به دیدارم بیا هر شبدر این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند دلم تنگ استبیا ای روشن، ای روشنتر از لبخندشبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی هادلم تنگ است بیا بنگر
شعر زیبایی از فریدون مشیری
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 7:31
بگذار که بر شاخه این صبح دلاویز بنشینم و از عشق سرودی بسرایم آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم خورشید از آن دور از آن قله پر برف آغوش کند باز همه مهر همه ناز سیمرغ طلا
شعری زیبا از رسول یونان
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 7:31
این شهرشهر قصه های مادر بزرگ نیستکه زیبا و آرام باشدآسمانش راهرگز آبی ندیده اممن از اینجا خواهم رفتو فرقی هم نمی کندکه فانوسی داشته باشم یا نهکسی که می گریزداز گم شدن نمی ترسد.
برشی از یک رمان
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 7:31
هراکلیتوس می گفت : "همه چیز روان است". همه چیز پیوسته در گذر، در حرکت است، هیچ چیز ثابت نیست. پس، " در یک رود دو بار نمی توان پا نهاد". زیرا بار دوم که پا در رود می نهم، نه رود همان است که بود نه من. دنیای سوفی / یوستین گردر / ترجمه : حسن کامشاد / انتشارات نیلوفر
برش از یک رمان
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 7:31
این طور بارم آورده بودند که بترسم. از همه چیز، از بزرگتر مبادا که بهش بر بخورد، از کوچکتر که مبادا دلش بشکند؛ از دوست که مبادا برنجد و تنهایم بگذارد؛ از دشمن که مبادا برآشوبد و به سراغم بیاید... همنوایی شبانه ارکستر چوبها/ رضا قاسمی/ انتشارات نیلوفر
شعری زیبا از سید علی صالحی
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 7:31
برای من دوست داشتن آخرین دلیل دانایی استاما هوا همیشه آفتابی نیستعشق همیشه علامت رستگاری نیستو من گاهی اوقات مجبورمبه آرامش عمیق سنگ حسادت کنمچقدر خیالش آسوده است چقدر تحمل سکوتش طولانی ستچقدر ...